جمعه 19 مرداد1386 ساعت 8:37 PM
به بهر نیستی هر کو فرو شد ... فلا انساب نقد وقت اوشد
هران نسبت که پیدا شد ز شهوت ... ندارد حاصلی جز کبر و نخوت
اگرشهوت نبودی در میانه ... نسب ها جمله میگشتی فسانه
چو شهوت در میانه کارگر شد ... یکی مادر شد ان دیگر پدر شد
نمیگویم که مادر یا پدر کیست ... که با ایشان به عزت بایدت زیست
نهاده ناقصی را نام خواهر ... حسودی را لقب کرده برادر
عدوی خویش را فرزند خوانی ... زخود بیگانه خویشاوند خوانی
مرا باری بگو تا خال وعم کیست ... وز ایشان حاصلی جز درد و غم چیست
رفیقانی که با تو در طریقند ... پی هزل ای برادر هم رفیقند
به کوی جد اگر یکدم نشینی ... از ایشان من چه گویم تا چه بینی
همه افسانه و افسون و بند است ... به جان خواجه که اینها ریشخند است
به مردی وارهان خود را چو مردان ... ولیکن حق کس ضایع مگردان
زشرع ار یک دقیقه ماند مهمل ... شوی در هر دو کون از دین معطل
حقوق شرع را زنهار مگذار ... ولیکن خویشتن راهم نگهدار
زر و زن نیست الا مایه غم ... به جابگذار چون عیسی مریم
حنیفی شو زهرقید و مذاهب ... درا در دیر دین مانند راهب
تورا تا در نظر اغیار وغیر است ... اگر درمسجدی ان عین دیر است
چو برخیزد ز پیشت کسوت غیر ... شود بهر تو مسجد صورت دیر
نمی دانم به هر حالی که هستی ... خلاف نفس کافر کن که رستی
بت و زنار و ترسایی و ناقوس ... اشارت شد همه بر ترک ناموس
اگر خواهی که گردی بنده خاص ... مهیا شو برای صدق و اخلاص
برو خود را ز راه خویش بر گیر ... به هر لحظه درا ایمان زسر گیر
به باطن چون نفس ما هست کافر ... مشو راضی به این اسلام ظاهر
"شیخ محمودشبستری"
هران نسبت که پیدا شد ز شهوت ... ندارد حاصلی جز کبر و نخوت
اگرشهوت نبودی در میانه ... نسب ها جمله میگشتی فسانه
چو شهوت در میانه کارگر شد ... یکی مادر شد ان دیگر پدر شد
نمیگویم که مادر یا پدر کیست ... که با ایشان به عزت بایدت زیست
نهاده ناقصی را نام خواهر ... حسودی را لقب کرده برادر
عدوی خویش را فرزند خوانی ... زخود بیگانه خویشاوند خوانی
مرا باری بگو تا خال وعم کیست ... وز ایشان حاصلی جز درد و غم چیست
رفیقانی که با تو در طریقند ... پی هزل ای برادر هم رفیقند
به کوی جد اگر یکدم نشینی ... از ایشان من چه گویم تا چه بینی
همه افسانه و افسون و بند است ... به جان خواجه که اینها ریشخند است
به مردی وارهان خود را چو مردان ... ولیکن حق کس ضایع مگردان
زشرع ار یک دقیقه ماند مهمل ... شوی در هر دو کون از دین معطل
حقوق شرع را زنهار مگذار ... ولیکن خویشتن راهم نگهدار
زر و زن نیست الا مایه غم ... به جابگذار چون عیسی مریم
حنیفی شو زهرقید و مذاهب ... درا در دیر دین مانند راهب
تورا تا در نظر اغیار وغیر است ... اگر درمسجدی ان عین دیر است
چو برخیزد ز پیشت کسوت غیر ... شود بهر تو مسجد صورت دیر
نمی دانم به هر حالی که هستی ... خلاف نفس کافر کن که رستی
بت و زنار و ترسایی و ناقوس ... اشارت شد همه بر ترک ناموس
اگر خواهی که گردی بنده خاص ... مهیا شو برای صدق و اخلاص
برو خود را ز راه خویش بر گیر ... به هر لحظه درا ایمان زسر گیر
به باطن چون نفس ما هست کافر ... مشو راضی به این اسلام ظاهر
"شیخ محمودشبستری"
نوشته شده توسط پاییز نیزار | لینک ثابت | موضوع:

